میدان راوند شلوغ بود و بیشتر مسافر بودند .یک گروه از جوانان که از قم آمده بودند با من عکس گرفتند.از یکی از آنها (حامد)که با کامپیوتر هم آشنایی داشت ایمیل دادم تا با هم در تماس باشیم از سفر که برگشتم دیدم در وبلاگ پیام گذاشته بود من هم عکسهای راوند را براش میل زدم. حامد و دوستانش من را به صبحانه دعوت کردند اما چون من کیک و آبمیوه های بسته بندی شده بود قبول نکردم.(بیش از ۵ ساله که مواد غذایی که مواد شیمیایی داره نمیخورم حتی چای)
بعد از ۴۰ کیلومتر رکاب زدن و گذر از تقاطع فرودگاه امام به یک پمپ بنزین میرسم که جای مناسبی برای برای استراحت است . دستشویی که از مهمترین کار بعد از رسیدن به محل مناسب باید انجام بشه.این موضوع معمولا کمتر در گزارشها نوشته میشه و به نظرم یک تابو شده و خیلی بد میدونن از این موضوع صحبت کنند اما من بخوبی بر اهمیت این موضوع واقف هستم و بی واهمه بیان میکنم که کجا ها از دستشویی استفاده کردم چون دستشویی برای یک سایکلتوریسم خیلی مشکل داره. اینجا هم بعد از کلی معطلی دوچرخه را به یک آقای مسافر سپردم که گفت عجله کنم. من هم عجله کردم اما وقتی برگشتم از اون آقا خبری نبود.
روز دوشنبه بیست و نهم اسفند سال یکهزار و سیصد و نود شمسی
صبح؛ تمام وسایل سفرم را وسط سالن منزل چیده بودم تا در خورجینهای دوچرخه قرار دهم .
دوچرخهای مناسب این سفر تهیه کرده بودم که متاسفانه در هفته گذشته شانژمان، بین چرخ رفته و خراب شده بود. تا الان فرصت نکرده ام آن را تعمیر کنم ظاهراً گوشواره شانژمان شکسته و احتمال می دهم شانژمان هم آسیب دیده باشد.
بعد از ۴۰ کیلومتر رکاب زدن و گذر از تقاطع فرودگاه امام به یک پمپ بنزین میرسم که جای مناسبی برای برای استراحت است . دستشویی که از مهمترین کار بعد از رسیدن به محل مناسب باید انجام بشه.این موضوع معمولا کمتر در گزارشها نوشته میشه و به نظرم یک تابو شده و خیلی بد میدونن از این موضوع صحبت کنند اما من بخوبی بر اهمیت این موضوع واقف هستم و بی واهمه بیان میکنم که کجا ها از دستشویی استفاده کردم چون دستشویی برای یک سایکلتوریسم خیلی مشکل داره. اینجا هم بعد از کلی معطلی دوچرخه را به یک آقای مسافر سپردم که گفت عجله کنم. من هم عجله کردم اما وقتی برگشتم از اون آقا خبری نبود.
امیدوارم بتونم موضوع اصلی طرح را خدمتتون کوتاه ارائه کنم.
جاده کهن ابریشم یک جاده تاریخی و مهم برای تجار و بازرگانان در دوران گذشته دور بوده است.
بخشی از این جاده از ایران میگذرد که البته ایران نیز مرزهای متفاوتی با ایران کنونی داشته است.
بازرگانان چینی با طی مسیر زیادی از طریق این جاده و با گذر از مسیرهای کوهستانی و کویری و سخت کالاهای خود را با کمک چهار پایان از چین به اروپا میرسانده اند.
این مسیر از شهر مرو در خارج از مرز کنونی ایران (ترکمنستان) وارد منطقه سرخس (در داخل خاک ایران کنونی) میگردد و با گذر از شهرهای با اهمیت نیشابور ـگرگان ـ ری ـ زنجان ـ تبریز ـ از کشور کنونی ایران خارج و به شهر ایروان در کشور ارمنستان میرود.
هدف عملی و اصلی طرح طی مسیر راه ابریشم با دوچرخه و مستند نگاری وضعیت کاروانسراها و بناها و هرآنچه که مرتبط با این جاده در مسیر است (قنات ـ آب انبار ـ میل و...) میباشد
در گذر از مسیر جاده ابریشم با دوچرخه بر آن هستم تا از نظر احساسی نیز به بازرگان دوران کهن نزدیک شوم و سعی کنم با دل نگرانی ها و مخاطرات او آشنا شوم.
در این راه اولین کار ما شناسایی مسیر دقیق جاده است.
با توجه به اینکه دوستان ابراز علاقه جهت همکاری نموده اند و خوشبختانه هر کدام در بخشی از ایران زندگی میکنند از دوستان داوطلب خواهش میکنم در استانهای خود بررسی کنند که
جاده ابریشم از کدام شهر و روستاهایی در استان آنها گذر میکند.
با تاریخ نگاران استان خود ارتباط برقرار کنند و راجع به جاده ابریشم و مسیر و تاریخ آن از آنان سوال نمایند.
کتب و مقاله های مربوط به جاده ابریشم را جمع آوری کنند.
در مورد کاروانسراهای مسیر اطلاعات جمع آوری کنید (و همینطور هر نوع تاسیسات مربوط به جاده ابریشم)
خواهشی که دارم اطلاعات حتما مرجع معتبر و مشخص داشته باشد تا کار علمی و قابل ارائه باشد.
از همکاری شما ممنون میشوم و امیدوارم در یک جلسه اولین اطلاعات را با هم مبادله کنیم.
اطلاعات فرستاده شده با نام فرستنده در این وبلاگ منتشر خواهد شد.
لطفا اگر شروع به تحقیقی میکنید قبلا به من اطلاع دهید تا در ماهیت بررسی با دیگران تداخلی ایجاد نگردد.
لازم است به اطلاع شما برسانم برای شروع و جهت تست جسمانی خودم بعنوان یکی از اعضای تیم دوچرخه سواری طی ۴ روز مسیر تهران تا اصفهان را رکاب زدم که گزارش آن را بزودی در همین وبلاگ تقدیم میکنم.
پشتیبانی من در این برنامه تمرینی را سرکار خانم "عشرت فروغ محمدی"به عهده داشتند که جا دارد از ایشان به خاطر این پشتیبانی ارزشمند تشکر و فدردانی کنم.
سرافراز بمانید
الان با یکی از اساتید راجع به موضوع طرح صحبت کردم و از ایشان قول همکاری گرفتم.
از خوشحالی حقیقتش یادم رفت که ازشون اجازه درج نامشان را در این وبلاگ بگیرم بنابر این تا کسب اجازه از ایشان اسمی ازشون نمی آورم.
اما حضور ایشان در تیم و کمک فکری ی ایشان در بخش تحقیقاتی و راهبردی بسیار موثر خواهد بود.
از سفر تمرینی ساعت پنج و نیم صبح برگشته ام .
به توان بدنی خودم اعتماد پیدا کردم اما از نظر روحی و فکری به اطرافیان شدیدا نیاز دارم .
فکر میکردم تا کاشان بتوانم رکاب بزنم اما با کمک و تقویت دوستان خوبم به راحتی تا اصفهان رفتم.
گزارش برنامه بزودی تقدیم میشود.
از خانم محمدی به خاطر راهنمایی و پشتیبانی من و اینکه این مسئولیت را در تیم قبول کردند ممنونم.
۱۲ ساعت در نظر گرفته ام
فردا عید در قم هستم سال خوبی براتون آرزو میکنم
سرافراز بمانید
و
برام دعا کنید.
اتفاقهایی که میافته در جهت تخلیه انرژی های من است .
تلاشهای بیهوده ای در جهت بازیافت انرژی از دست رفته میکنم.
اطرافیانم تمام انرژی من را تخلیه میکنند و هیچ کمک روحی و روانی برایم نیستند .
تنها تکیه گاهم به خداست فکر اوست که کمی بهم کمک میکنه که راهم را ادامه بدم.
گاهی فکرمیکنم دست از همه افکارم بکشم و اطرافیان را راضی نگهدارم اما باز هم ندای درونی ی من مرا به خویشتن خودم بر میگرداند.
برایم دعا کنید خدایا به من لیاقت بده تا تو را بیشتر و بهتر بشناسم
خدایا دستم را رها نکن
دارم وسایل سفر را با کمال ناامیدی جمع و جور میکنم.
امروز دارم خورجینم رو آماده میکنم تا یک حرکت تمرینی را آغاز کنم احتمالا فردا حرکت کنم به سمت قم .
برام دعا کنید.
تمام تلاش خودم رو میکنم تا مسافت بیشتری را رکاب بزنم .
پیام های نیرو بخش شما برام خیلی خیلی مهمه و ارزشمنده .