X
تبلیغات
راه ابریشم با دوچرخه
سایکل توریسم طبیعت گردی شناسایی راه ابریشم
http://www.isna.ir/fa/news/92021711473/-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%85-%DA%AF%D9%85%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%B6%D9%88%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7-%D8%B4%D8%AF

در واقع کمی اغراق در این عنوان وجود دارد که میتوان به تکنیک جذب مخاطب در روزنامه نگاری نسبت داد. بخشهایی از مسیر کاملا مشهود و مشخص بودند و بخشهایی مدفون در زمینهای زراعتی، من بخشهایی را که میتوان با کمی جستجو و تحقیق و مشورت با اساتید فن یافت را مشخص کرده ام .

به هر حال همین قدر توجه رسانه ای برایم بسیار ارزشمند بود و انتظارم بیشتر از خبرگزاری ی میراث بود که پیگیر این اتفاق باشد.

از ایسنا و خبرنگار آن ممنونم .

ضمنا در یک پیام سعی کردم برایشان متن زیر را ارسال کنم که به دلایلی نرفت و در اینجا اضافه میکنم.

"ممنونم از انتشار این خبر،

متاسفانه من از گروه پشتیبان خودم در نقشه خوانی و امدادی اسم نبردم و ممنون میشوم اسم این همکاران در متن وارد شود(در صورت امکان)

آقای امیر حسین مسعودی،خانم عشرت محمد و خانم سهیلا تنباکوزاده.

با سپاس

علیرضا سعادت"

«جاده ابریشم» گمشده در خراسان رضوی پیدا شد

» سرویس: فرهنگي و هنري - گردشگري و حج
4-1341.jpg

شناسایی جاده‌ی ابریشم گم‌شده در استان خراسان رضوی به پایان رسید.

پاییز سال پیش بود که «علیرضا سعادت» با دوچرخه‌اش به جاده زد. می‌خواست جاده‌ی قدیم ابریشم را که تقریبا محو شده است،‌ پیدا کند. نقشه‌ای در دست نداشت؛ اما مطالعه و تحقیق زیادی انجام داده بود و در این راه از همراهی استادان برجسته‌ای مانند «بهرمان» و «ناصر تکمیل همایون» هم بهره گرفت.

سفر را از مرز سرخس شروع کرد، جایی که مطمئن بود جاده‌ی ابریشم در ایران از آنجا آغاز شده است. 23 روز را در استان خراسان رضوی رکاب زد تا جاده‌ی قدیم ابریشم را از روی میل‌های باستانی، رباط‌ها، کاروانسراها و روستاهای مخروبه و قدیمی پیدا کند. او در واقع با این کار، یک مستندنگاری از جاده‌ی قدیم ابریشم را آغاز کرد.

علیرضا سعادت حالا که بخشی از کارش را تمام کرده است، به خبرنگار سرویس گردشگری خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) درباره‌ی آن، توضیح داد: فعلا بخش‌هایی از این جاده را که در استان خراسان رضوی بود، شناسایی کردم. پیدا کردن جاده‌ی قدیم ابریشم کار سختی است، چون خیلی از نشانه‌های آن از بین رفته‌اند.

او اظهار کرد: متأسفانه یکسری از روستاهای قدیمی در مسیر ابریشم که اکنون می‌توانستند حکم نشانه را داشتند، از بین رفته‌اند. اهالی این روستاها درآمدشان را از مسافران جاده‌ی ابریشم تأمین می‌کردند؛ ولی بعد از حذف این جاده، این روستاها هم مخروبه شدند.

به گفته‌ی سعادت، بخش‌هایی از این جاده اکنون در زمین‌های کشاورزی قرار دارد که دیگر امکان رفت‌وآمد در آن نیست.

البته او برای شناسایی و مسیریابی تلاش کرده از نزدیک‌ترین راه ممکن به سمت جاده‌ی ابریشم، حرکت کند و تا جایی که امکان داشته است در جاده‌ی قدیم رکاب بزند.

او درباره‌ی نشانه‌هایی که اکنون تأییدی بر وجود جاده‌ی ابریشم هستند توضیح داد: ایرانی‌ها نخستین ملتی بودند که جاده‌های ترانزیتی را ایجاد کردند. این جاده‌ها به تأسیسات زیرساختی نیاز داشتند، مانند چاپارخانه، رباط، کاروانسرا، قهوه‌خانه و میل‌های باستانی که هنوز برخی از این نشانه‌ها وجود دارند و من تلاش کردم همان‌ها را پیدا کنم تا در جاده‌ی قدیم ابریشم باشم.

این دوچرخه‌سوار درباره‌ی این‌که مسیر شناسایی‌شده چقدر برای دیگران قابل استفاده است؟ گفت: مسیر شناسایی‌شده را در GPS علامت‌گذاری کردم؛ ولی لازم است متخصصان، اطلاعات به‌دست‌ آمده را پس از تحلیل و بررسی روی نقشه پیاده کنند تا مسیر اصلی ابریشم مشخص شود و دیگران هم با آسودگی از آن استفاده کنند.

او مسیر حرکتش را امن دانست و افزود: مردم محلی نه‌تنها برای من به‌عنوان دوچرخه‌سوار مشکل‌ساز نبودند،‌ بلکه خیلی وقت‌ها تمایل زیادی برای میزبانی داشتند. دیگران هم می‌توانند با خیالی آسوده این مسیر را امتحان کنند.

وی درباره‌ی میزان مسافتی که رکاب زده است هم گفت: مسافت اصلی که رکاب زده شده است، پس از کار تحقیقاتی و از روی نشانه‌های مشخص‌شده روی GPS می‌توان به‌دست آورد.

سعادت علاوه‌ بر شناسایی مسیر، تلاش کرده است پوشاک، فرهنگ و حتا اذان‌های روستاهای در مسیر ابریشم را هم ثبت و ضبط کند. او در این‌باره اظهار کرد: گاهی در برخی روستاها، دو روز توقف می‌کردم تا فرهنگ آن‌ها را ثبت کنم. اذان‌ها را هم ضبط کردم، چون با گویش‌ها و لهجه‌های متفاوتی اقامه می‌شد که این جالب بود. زمان زیادی را هم برای عکاسی و فیلم‌برداری از مردم خراسان رضوی گذاشتم تا یک کار تحقیقاتی انجام داده باشم.

او همچنین به حسی که هنگام دوچرخه‌سواری در جاده‌ی قدیم ابریشم داشت، اشاره و بیان کرد: این یک تجربه‌ی تازه بود، چراکه در مسیری حرکت می‌کردم که روزگاری مردم آن را با پای پیاده و گاه با شتر و با سرعتی کم طی می‌کردند. این حرکت آهسته فرصت آشنایی و گفت‌وگو را با مردم منطقه فراهم می‌کرد و اجازه می‌داد با فرهنگ‌های مختلف آشنا شوم، چون معتقدم جاده فقط مسیر حرکت نیست، بلکه مسیری برای آشنایی تمدن‌هاست.

سعادت در حال حاضر کار شناسایی جاده‌ی قدیم ابریشم را به‌خاطر یک کار تحقیقاتی دیگر متوقف کرده است؛ اما احتمال داد پیش از پاییز امسال، شناسایی این جاده را در استان سمنان شروع کند و گمان می‌کند 15 روز برای این کار وقت بگذارد.

دوچرخه‌سواری در جاده ابریشم

باغ قدیمی مربوط به دوره قاجار در مسیر ابریشم

کاروانسرای قدیمی در جاده ابریشم

انتهای پیام


برچسب‌ها: سرویس, فرهنگي و هنري, گردشگري و حج, خبرگزاری ایسنا, «جاده ابریشم» گمشده در خراسان رضوی پیدا شد
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1392ساعت 16:15  توسط علیرضا سعادت  | 

نمای ورودی ی کاروانسرای زعفرانیه

بخشی از نمای بیرونی ی کاروانسرای زعفرانیه.

از روستای دهنه به سمت غرب روستای زعفرانیه است،برای رسیدن به زعفرانیه راه روی لوله گاز را انتخاب کردم ، در مسیر ی خاکی، در این مسیر یک بارپنچر کردم و با این همه بار پنچرگیری خیلی دشوار بود،به هر حال حدود ظهر بود که به روستای زعفرانیه رسیدم و نور برای عکسبرداری مناسب نبود،ولی من فرصت زیادی نداشتم بنا براین باید تلاش خودم را میکردم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1392ساعت 19:28  توسط علیرضا سعادت  | 

هوا هنوز تاریک نشده بود که به روستای دهنه رسیدم ،تصمیم داشتم تا نور را از دست نداده ام عکس و فیلم از رباط روستای دهنه گرفته باشم.با دیدن چند نفر و سوال از محل رباط به کنار رباط دهنه رسیدم.رباطی با پلان نزدیک به گرد با اطاقهایی در محیط و یک باانداز در مرکز. دو دیوار شمالی و جنوبی ی رباط برای رفت و آمد های محلی تخریب شده بود و در ضلع غربی ی رباط درب ورودی و چوبی قرار داشت.

http://nooraghayee.com/?p=16939

 

نزدیک غروب به مسجد روستا رفتم و عده ای برای نماز مغرب آماده میشدند،روحانی مسجد به همراه عده ای از اهالی به مسجد آمد و یک جوان حدود 30 ساله اذان را گفت من خیلی خسته بودم اما باید با جمعیت همراهی میکردم ، بین دو نماز همان جوان اذان گو برای قبولی ی نماز با همه دست داد و وقتی به من رسید آهسته در گوشم گفت: امشب شما مهمان من هستید" خبر بسیار مسرت بخش بود و من را از نگرانی نجات داد.

نماز که تمام شد پیش نماز به منبر رفت و سخنرانی کرد ،متوجه شدم روز اول است که به روستا آمده و چون فردا اول ماه محرم است برای مراسم محرم به این روستا اعزام شده است. او هم مانند من مسافر است و میهمان یکی از اهالی ی روستا، تا روستا مراسم روزهای محرم را پشت سر بگذارند.میزبان روحانی و چند نفر از اهالی ی روستا هم از من خواستند مهمان آنها باشم اما میزبان من به آنها گوشزد کرد که من میهمان او هستم،بنا بر این من به همراه دوچرخه و بارهایم به منزل میزبانم رفتم .

آقای رسول دهنه ای با همسر و فرزندش در یک خانه زندگی میکردند. طبق رسم ایرانی،چند فامیل از روستا نیز برای دیدن من آمدند و سوالاتی هم که معمولا تکراری است رد و بدل شد و من هم راجع به علت و مقدار دوچرخه سواری برایشان شرح دادم.همینطور برایشان شرح دادم از این کار درآمد مالی نسیبی نمیبرم و پشتیبان مالی ندارم.

بعد از صرف شام (پلو و خورشت) و عکاسی از خانواده آقای دهنه ای و رفتن اقوام و همسایه ها که برای دیدن من آمده بودند و شارژ باطریها در یک اطاق جداگانه در کیسه خوابم خوابیدم خیلی خسته بودم و خیلی زود خوابم برد.

صبح بعد از نماز دوباره خوابیدم و بعد از بیدار شدن و خوردن صبحانه از اذان آقا رسول فیلم و صدا گرفتم. 

لوازمم را جمع و جور کردم و آخرین عکس را پسر پنج ساله آقای دهنه ای از ما انداخت و خداحافظی و تشکر کردم و به مسیرم به سمت غرب ادامه دادم.

 این راه همچنان ادامه دارد.



برچسب‌ها: روستای دهنه سنگ کلیدر, کلیدر, رباط, کاروانسرای کلیدر, رباط دهنه سنگ کلیدر
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1392ساعت 14:15  توسط علیرضا سعادت  | 

از شهر نیشابور خارج شدم و در راه قدیم نیشابور به سبزوار حرکت کردم و رکاب زدم،بعد از حدود 30 کیلومتر به بزغان رسیدم،نزدیکترین شهر به منابع فیروزه ی خراسان ،از اهالی راجع به راه ابریشم و کاروانسرا سوال کردم،گفتند یک باغ  محل قدیمی مربوط به دوران قاجار در سه کیلومتری ابتدایی ی شهر و به سمت شمال وجود دارد،من با اینکه احتمال کمی وجود داشت که این مکان با راه ابریشم ارتباطی داشته باشد،اما من برای اطمینان،به سمت این محل حرکت کردم. برای رسیدن به باغ نشاط از جاده ای که در دو سمت آن مزارع کشت چغندر بود عبور کردم و در راه نیز یک کارخانه برای تهیه قند از این چغندرها بود که تعداد حدود بیست کامیون برای تخلیه چغندها در نوبت بودند. به هر حال به روستایی به اسم "تقی آباد" رسیدم که با راهنمایی ی یکی از اهالی به محل باغ نشاط رفتم و از بیرون عکاسی کردم و متأسفانه درب ورودی بسته بود و امکان عکاسی وجود نداشت ،کسی در اطراف نبود ،به ناچار به همین عکسها بسنده کردم.

و به روستای "تقی آباد" برگشتم،یکی از اهالی با چای از من پذیرایی کرد.

http://upload.tehran98.com/img1/ccb10stxo5kkwpiy7jus.jpg


محل باغ نشاط:

http://wikimapia.org/20714239/fa/%D8%A8%D8%A7%D8%BA-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D8%B7

اطلاعاتی راجع به باغ نشاط:

http://abarshahr.blogfa.com/post-208.aspx


برچسب‌ها: راه قدیم نیشابور به سبزوار, تقی آباد, باغ نشاط, بزغان, فیروزه
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم فروردین 1392ساعت 19:43  توسط علیرضا سعادت  | 

 

از تقی آباد مجددا به شهر فیروز آباد برگشتم و مجددا از اهالی در مورد راه پرسیدم و راجع به کاروانسرا،و متوجه شدم برای رسیدن به کاروانسرایی که مرتبط با راه ابریشم باشد باید به سمت روستای "همت آباد" در جهت غرب و بعد از آن به سمت روستای"شوریاب" و از راهی فرعی  ببه سمت جنوب بروم. برای رسیدن به شوریاب از روستاهای "گرماب"، "زروند" گذشتم و حدود 15 کیلومتر در راهی فرعی و خاکی رکاب زدم.  

روستای "شوریاب"

وقتی به روستای "شوریآب" رسیدم هوا کاملا تاریک بود و از مسجد صدای دعا میآمد بنا بر این به مسجد رفتم و مشغول خواندن نماز شدم در مسجد 7 یا8 نفر به خواندن دعا مشغول بودند افرادی که در مسجد بودند از دیدن من به هیجان آمده بودند و کلی از من سوال پرسیدند که همه را با حوصله پاسخ میدادم.در مسجد با محمد موذن آشنا شدم که خادم مسجد هم بود از ایشان خواستم اجازه بدن در مسجد بخوابم ،اما ایشان من را به منزل خودش دعوت کرد و من هم با کمال میل پزیرفتم.منزلی با 2 اطاق که یکی از آنها با یک بخاری ی نفتی گرم میشد.در بخش پایینی ی منزل گوسفندان خانواده نگهداری میشوند.

حاج محمد موذن روستا تنها زندگی میکرد و همسرش به دلیل بیماری به شهر رفته بود و با دخترش زندگی میکرد تا از امکانات شهر در دسترسش باشد.این روزها پسر حاج محمد موذن برای دیدار از پدر به روستا آمده ،پسر در شهر نیشابور آهنگر است و همسر و یک پسر دارد.

برای شام عدسی و تهیه کرده بودند که برای من که خیلی روز خسته کننده ای را پشت سر گذاشته بودم بسیار مفید و مناسب بود. بعد از آن نیز به پیشنهاد حاج محمد چقندر آب پز خوردیم که فصل برداشت آن بود و در منطقه بسیار زیاد برداشت میکردند و بیشتر بعنوان خوراک دام استفاده میشد. و در انها نیز هندوانه ی همان منطقه را خوردیم که بیشتر برای استفاده دام و استفاده از تخم آن کاشته میشود. 

این نوع هندوانه رنگی روشن دارد و مثل هندوانه ای که برای فروش به شهر میآید قرمز نیست،اما هسته هایی درشت و زیاد دارد . به گفته حاجمحمد این تخمه بعد از خشک شدن کیلویی 5000تومان فروخته میشود. به هر حال الان در منطقه هندوانه محلی و چغندر خاص محلی برداشت میشود.

حاج محمد برای من رختخوابی شامل تشک و لحافی پنبه ای پهن کرد و خوابیدیم.

صبح زود برای نماز صبح حدود ساعت 5 برای نماز صبح به مسجد روستای شوریاب رفتم صدای اذان حاج محمد که با لحن زیبایی ادا میشد را ضبط کردم و ازبنای کاروانسرای روستا عکس و فیلم تهیه کردم بعد از طلوع کامل خورشید و مطمئن شدن از عکاسی ی کامل از بنا و تعیین اندازه مساحت کاروانسرا به منزل میزبان مهربانم حاج محمد برگشتم.


کاروانسرای شوریاب یکی ازمهمترین کاروانسراهای استان محسوب میشود وکاروانسرای بزرگی است که نشان از اهمیت این محل در گذشته دارد. این کاروانسرا مربوط به دوره قاجار است و آجری است و با آجرهای سازه ای تزیین هم شده است که بسیار زیبا ست. استفاده ار آجرهای بریده شده و نحوه قرارگیری ی آجرها به نحوی است که تزیینات متنوع و جذابی را در این بنا شکل داده است.

متاسفانه درب کاروانسرا در سالهای گذشته از بین رفته و گروهی نیز برای مرمت به محل اعزام شدهاند که با برداشتن آجرها از بخش پایینی ی ستونها قصد مرمت و بازسازی داشته اند ولی با نیمه کاره گذاشتن عملیات عملا سبب تخریب و سستی ی ستونها شده اند. نجات سریع و جدی ی این بنا الزامی به نظر میرسد ،در غیر اینصورت با تخریب ستونها آسیبهای جدی و غیر قابل جبران به این بنای بسیار زیبا خواهد رسید. 


 

 صبحانه را مهمان "حاج محمد موذن" بودم وبعد از این خانواده محترم خداحافظی کردم و به مسیرم ادامه دادم. برای ادامه مسیر باید راهی به سمت علامت بعدی ی راه ابریشم میافتم برای این راه با سوال کردن از افراد محلی راه خاکی ی روی لوله گاز نزدیکترین و شاید خود راه ابریشم بود که به روستای دهنه کلیدر میرسید که در این روستا یک رباط قرار دارد.از قسمت شمالی ی روستا به راه خاکی رسیدم و طبق نقشه حدود   20   کیلومتر به روستای "دهنه سنگ کلیدر" راه مانده است.

محل روستای شوریاب:

http://www.panoramio.com/photo/51364708

http://wikimapia.org/21401930/fa/%D8%B4%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8

http://mapcarta.com/12574868

اطلاعات بیشتر در مورد روستا و کاروانسرای "شوریاب":

 



برچسب‌ها: روستای, شوریاب, کارونسرا, شوریآب, راه ابریشم
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم فروردین 1392ساعت 19:38  توسط علیرضا سعادت  | 

خورشید در حال غروب بود که به آرامگاه خیام رسیدم و توانستم در نور مناسب غروب چند عکسی بگیرم.و پس از غروب خورشید هم سری به آرامگاه عطار زدم ولی به دلیل تاریکی ی هوا و نبود هیچ نوری نتوانستم عکس و فیلم تهیه کنم و ضمنا بسیار خسته بودم.

 سری به شهر زدم تا محلی برای استراحت شبانه بیابم،و بعد از بررسی متوجه شدم امامزاده محروق برای ماندن در شب جای مناسبی است.اسم امامزاده محروق را اولین بار از آقای دکتر تکمیل همایون شنیده بودم،روزی که برای تحقیقات اولیه راه ابریشم و گرفتن راهنمایی هایی به دیدار ایشان رفته بودم.

بنای امامزاده محروق در مجاورت آرامگاه خیام و خارج از شهر قرار دارد و بخاطر داشتن اطاق برای زائرین   ونگهبانی برای امنیت محل خوبی برای ماندن در شب است .با صحبتهایی که با مسئول اطاقها کردم متوجه شدم برای هر اطاق مبلغی برای هر شب (حدود 20000 تومان)باید پرداخت اما برای چادر زدن در محوطه هیچ پولی نمیگیرند. من در محوطه چادر زدم وپس از تهیه شام و خوردن آن خوابیدم.صبح ساعت 4 لوازم عکاسی را برداشتم و با دوچرخه به آرامگاه عطار رفتم تا از این بنا در طلوع خورشید عکس و فیلم تهیه کنم،اما متاسفانه بنا بسته بود و امکان گذر از حصارها وجود نداشت.بنا براین به آرامگاه خیام برگشتم عکاسی کردم 

و دوباره به آرامگاه عطار رفتم هوا بسیار سرد بود و بدون لباس گرم امکان دوچرخه سواری نبود وهوا مه غلیظی داشت.

بعد از عکاسی از عطار به محوطه موزه باز شادیاخ رفتم که از شهر های کهن و در واقع مرکز نیشابور قدیم بوده است.

 از این محل نیز عکس و فیلم تهیه کردم و بعد به محل چادر برگشتم ، کسی که اجازه چادر زدن در محوطه را به من داده بود گفت باید چادر را جمع کنم ،و توضیح من در مورد اینکه من یک شب دیگر باید اینجا بمانم برایش قابل قبول نبود و گفت باید چادر را جمع کنی و بعد از غروب خورشید دوباره چادر را بر پا کنی ،حق با او بود برای نظافت و شستشو و زیبایی محوطه لازم بود چادر را جمع کنم ،اما این کار دقیقا دو ساعت از وقت من را تلف میکرد.

 به هر حال وسایل را جمع و جور کردم و به محوطه با دوچرخه به شهر رفتم و از مسجد جامع  و کاروانسرای شهر عکس و فیلم تهیه کردم.

 

بعد چند فروشگاه لوازم دوچرخه را با جی پی اس علامت گذاری کردم اندازه های محوطه های شادیاخ و عطار و خیام را نیز ثبت کرده بودم. تا آخر شب در شهر میگشتم و عکس و فیلم میگرفتم . آخر شب به امامزاده محروق برگشتم و چادر زدم و خوابیدم.صبح ساعت 8 بعد از شارژ تمام باطریها و تخلیه عکسها و فیلمها به کامپوتر و هارد صبحانه را خوردم و به سمت غرب حرکت کردم.طبق نقشه به سمت بزغان که اکنون در نقشه به اسم فیروزه در نقشه ثبت شده بود حرکت کردم ،این راه قدیمی است که به سمت سبزوار میرود و این راه به راه ابریشم نزدیکتر است.

......این راه ادامه دارد. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1392ساعت 6:44  توسط علیرضا سعادت  | 

سلام دوستان

از وقتی به تهران رسیدم تا الان گرفتار کارهای مختلف بودم و البته تنبلی هم نباید نادیده گرفت !!

به هر حال گزارش بخش دوم سفرهنوز کامل نیست.اما بخشی از گزارش را اکنون تقدیم میکنم امیدوارم مورد قبولتان واقع شود تا بعد.....

و اما گزارش سفر راه ابریشم:

روز شنبه ۲۰ آبان۱۳۹۱ ساعت ۱۰ شب از ترمینال جنوب تهران با اتوبوس و قرار دادن وسایلم در اتوبوس به سمت مشهد حرکت کردم ساعت ۱۱ صبح یکشنبه در قدمگاه بودم و در قدمگاه شروع به عکاسی کردم.

قدمگاه دارای دو بخش است بخش جنوبی که بافت جدید شهراست و به جاده اصلی مشهد نزدیکتر است و منازل و ساختمانها کاملا به شیوه جدید ساخته شده اند . و بخش شمالی که در شیب تپه ساخته شده و بافت منازل تا حدی قدمت خود را حفظ نموده اند.

 این بخش بوسیله دیوارها و برجهای خشتی محصور بوده و حفظ می شده است که آثاری از این برجها هنوز باقی مانده . در بخش جنوبی زیارتگاه و کاروانسرای قدمگاه قرار دارد که بازدیدکنندههای زیادی دارد.بخصوص زوار زیادی ازعراق که برای زیارت مشهد به ایران میآیند به قدمگاه میآیند و از آب قدمگاه برای تبرک با خود میبرند.


بنای کاروانسرای قدمگاه بازسازی شده و به بخش خصوصی واگزار شده است و بعنوان محل استراحت مسافران اطاقهای زیبای آن اجاره داده میشود که این باعث پایداری ی بیشتر بنا است و البته شب بسیار خوبی را میتوان در آن سپری کرد .

اما متاسفانه در بنای این کاروانسرا مشکلاتی دیده میشود:

اول اینکه سقف بنا در نیمه شمالی توسط افراد ناآگاه ایزوگام شده و بنابر این تنفس سقف دچار اختلال شده است و با ادامه این وضع باید منتظر مشکلات جدی در بخش شمالی ی بنا باشیم.

در سقف نیمه جنوبی که ایزوگام نشده است گیاهان خود رو در حال تخریب هستند.


در محوطه بیرونی بنا بنا به اجازه شهرداری یک چادر بزرگ برای کارهای تجاری بنای کاروانسرا را تحت الشعاع قرار داده است دیوار بخش غربی ی بنا نیز با نشست زمین از حالت تعدل خارج شده و اگر رسیدگی نشود بزودی دچار ریزش خواهد گردید.در استبل شمال شرقی بنا کف زمین سنگ شدا که این نیز علاوه بر اینکه غیر واقعی است از تنفس بنا جلوگیری نموده است.

امیدوارم مسئولین پیش از آنکه مشکلی برای این بنا (که با مشقات زیادی بازسازی شده است)بوجود بیاید در رفع مشکلات و خطرات جدی این کاروانسرا کاری موثر انجام دهند.

و اما با تحقیقاتی که انجام دادم در قدمگاه راه ابریشم حدود ۵۰ تا ۱۰۰ متری ی جنوب کاروانسرا در جهت شرقی غربی عبور میکرده است که در حال حاضر زمینهای کشاورزی است.

دلیل آن سند مالکیت یک زمین کشاورزی است که من ندیدم اما آقیی از ساکنین قدمگاه آن را دیده بوده و محل زمین در این سند از شمال به راه ابریشم نوشته شده بوده که با نشان دادن زمین محل راه ابریشم در گذشته مشخص میشود.

روزیکشنبه از ساعت ۴ صبح تا شب به گردآوری ی مطلب و تهیه عکس و فیلم گذشت یکشنبه شب و را در کاروانسرا خوابیدم و دوشنبه به راهم ادامه دادم.

برای ادامه راه برای اینکه راه اصلی ابریشم در زمینهای کشاورزی قرار داشت و قابل گذر نبود باید از راه اصلی ی مشهد به سمت غرب حرکت میکردم . اما این راه چندان جذابیتی برای تحقیق راه ابریشم ندارد بنابر این تصمیم گرفتم از راههای فرعی که در جنوب راه اصلی قرار دارد راهم را به سمت غرب ادامه دهم که طبق نقشه از روستاهای زیادی هم گذر میکرد و امکان تحقیق برای راه ابریشم هم در آن وجود دارد.

ساعت حدود یازده صبح از کاروانسرای قدمگاه خارج شدم و به سمت غرب راهم را ادامه دادم. 

                                                                                                                (این راه ادامه دارد)


برچسب‌ها: قدمگاه, راه ابریشم, جاده ابریشم, روستای قدمگاه, سایکل توریسم
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم دی 1391ساعت 9:43  توسط علیرضا سعادت  | 

                          

سلام دوستان گرامی من در تاریخ ۲۰آبان ۱۳۹۱برای بررسی ی مجدد و ادامه طرح راه ابریشم به قدمگاه رفتم. و در تاریخ ۵ آذر۱۳۹۱ به تهران برگشتم.

این سفر دست آوردهای بسیار جالبی برایم داشت. بخصوص که مواجه شده بود با ماه محرم و من میتوانستم بخشی از آیینهای عزاداری های مسیر را هم ثبت کنم.

همچنین با شنیدن صدای اذان در روستای شوری آباد هر جا ممکن بود از صدای موذن ها هم فیلم و صدا تهیه کرده ام.

هم اکنون در تهران هستم و در حال تدوین و بررسی عکسها و فیلمهای تهیه شده هستم.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آذر 1391ساعت 20:51  توسط علیرضا سعادت  | 

سلام دوستان

دیشب به نیشابور رسیدم و تمام امروز به عکاسی در این شهر گذشت بنا براین در شهر امشب خواهم ماند و فردا صبح اول وقت به سمت سبزوار حرکت میکنم اتبته نه از راه اصلی بلکه از راه فرعی که به یک کاروانسرا برسد .

متاسفانه اینتر نت اینجا خیلی کند است و نمیتوانم برایتان عکس بگذارم. فقط برای آگاهی عرض کنم یک ساعت طول کشید تا بتوانم 5 تا میل را باز کنم و بخوانم و در ساعت دوم یک میل ارسال کردم.

ببخشید دیگه دست من نیست.


برچسب‌ها: نیشابور, راه ابریشم, مسجد جامع نیشابور
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آبان 1391ساعت 18:18  توسط علیرضا سعادت  | 

روز جمه بیست و یکم مهر نود و یک از تهران بوسیله قطار به سمت مشهد حرکت کردم.

 

دوستان خوبم مجید صفاری و یوسف سورنی نیا برای رساندن و بدرقه من آمدند .

(لطفا برای دیدن بقیه عکس و گزارش "ادامه مطلب" را مطالعه نمایید.)


برچسب‌ها: راه ابریشم, جاده ابریشم, طی راه ابریشم با دوچرخه, راه ابریشم با دوچرخه, آثار تاریخی در راه ابریشم
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آبان 1391ساعت 11:44  توسط علیرضا سعادت  |